تبليغاتX
وبلاگ هواداران پرسپولیس
 این وبلاگ منتقل شد.
 

این وبلاگ به دلیل نقص و ضعف بلاگفا در سرویس دهی به

کاربران وبازدیدکنندگان به آدرس زیر منتقل شد

http://perspolis-amir7.persianblog.ir

|+| نوشته شده توسط سبحان فرج ون در 88/04/23 Ùˆ ساعت 12:31 بعد از ظهر  
 براندازی ورزشی توسط نود

90

|+| نوشته شده توسط سبحان فرج ون در 88/01/28 Ùˆ ساعت 12:45 بعد از ظهر  
 افشین قطبی این بار از فدراسیون فوتبال رودست نخورد
کانون هواداران پرسپولیس : متولی دولتی ورزش بر انتخاب محمد مایلی کهن است اما فشار افکار عمومی و مخالفت های مردمی باعث شده تا فدراسیون فوتبال این بار کمی محتاط تر عمل کند . به همین دلیل هم بود که همزمان با مذاکرات با محمد مایلی کهن کفاشیان با افشین قطبی تماس گرفت و از او خواست که هدایت تیم ملی را در سه بازی نهایی تیم ملی در راه صعود به جام جهانی در دست بگیرد.
قطبی البته به رغم همه اتفاقاتی که در یک سال گذشته برایش افتاده بود نه تنها بی آنکه تردیدی به دل راه دهد با اعتماد به نفس بالا مدعی شد حتی در همین شرایط هم با قول صعود به جام جهانی ، هدایت تیم ملی را می پذیرد. او که به واسطه سال ها کار در فوتبال کره جنوبی و همکاری با بزرگترین مربیان دنیا ، شناختی بی همتا از تیم های رغیب ایران دارد. البته قطبی که همواره در فوتبال ایران چهره ای محبوب بوده است بیش از هر گزینه دیگری با اقبال عمومی روبروست.

به رغم همه این اتفاقات مثبت و میل قلبی رئیس فدراسیون برای انتخاب قطبی اما حواشی همیشگی این مربی چون گفت وگوهایش با تلویزیون فارسی زبان بی بی سی و انتقاد از سردمداران دولتی ورزش ایران سازمان ورزش مایل به این انتخاب نیست . به خصوص اینکه امسال قطبی درحالی که از سوی علی آبادی به پرسپولیس آورده شده بود اما در اعتراض به نحوه حمایت از این تیم و مدیریت ضعیف تیم محبوب پایتخت ، ناگهان تهران را ترک کرد و رفت تا ضربه بزرگی به هیات مدیره پرسپولیس که مستقیما از سوی علی آبادی روی کار آورده شده بودند ، خورده شود.
سازمان ورزش و البته ارگان هایی بالاتر از این نهاد انتخاب شان برای هدایت تیم ملی محمد مایلی کهن است. مایلی کهن که این روزها در سایپا نتایجی درخشان گرفته و تنها چهره سرشناس ورزش کشور بود که 4 سال قبل با حضور در ستاد انتخاباتی رئیس جمهور ، رسما از او حمایت کرد.
البته مایلی کهن که انتطار داشت با روی کار آمدن دولت اصولگرا از دفتر مهجورش در امور مشترک فدراسیون ها به صندلی ریاست سازمان ورزش یا مدیریت باشگاه پرسپولیس برسد در نهایت تنها توانست سرمربی فولاد شد و با نتایج ناکامش این تیم را به دسته یک فرستاد. به همین دلیل هم بود که او با بازنشستگی زودهنگام ، از سازمان ورزش رفت و به منتقد سرسخت محمد علی آبادی تدیل شد. این روابط سرد ادامه داشت تا اینکه آبان ماه گذشته خیلی اتفاقی در جشنواره مطبوعات مایلی کهن با رئیس جمهور روبرو شد و حسابی به مرد اول اجرایی کشور از جفایی که در حقش شده بود گله کرد. گله از اینکه دادگاه محکوم به سکوتش کرده چون دایی او را به محکمه کشیده. اینکه او هیچ وقت نمی تواند دور از ورزش باشد و چشمانش را بر خودکامگی ببندد.
اینگونه بود که او چندی بعد در اتفاقی عجیب رهبری سایپا را در دست گرفت. رهبری تیمی که علی دایی عضو هیات مدیره اش است. این یعنی بردی بزرگ برای مایلی و جالب اینکه هرچه دستیاران دایی در این تیم ناکام بودند ، مایلی از وقتی که آمد با تیمش خوش درخشید و حس انتقام جویی انگار مایلی را حسابی جوان کرده بود.
با هر برد ، سرمربی سایپا به شدت از وضعیت تیم ملی انتقاد می کرد. مایلی کهن که به حکم دادگاه حتی از مصاحبه منع شده بود علیه دایی حرف می زد و وضعیت تیم ملی را نگران کننده می خواند. او تا مدت ها تنها منتقد دایی بود و پس از او بود که با تزلزل بیشتر جایگاه دایی ، قلعه نویی هم به حاجی مایلی اضافه شد چون حس می کرد شاید با نبود دایی بتواند به تیم ملی برگردد.
با این وجود با شکست تیم ملی و قوت گرفتن احتمال حذف تیم ملی که ضربه ای بزرگ به دستگاه دولتی ورزش پاشنه آشیل دولت محسوب می شود باعث شد تا در اقدامی زیرکانه با بهره گرفتن از جو منفی افکار عمومی دایی برکنار شد و تمام بار گناه ناکامی به گردن این مربی افتاد. دایی هم که به دلیل خودکامگی و کینه جویی اش درعدم دعوت از بازیکنانی چون کریمی ، مبعلی و کاظمیان به شدت پیش افکار عمومی منفور شده بود خیلی زود قربانی شد.
حال آن جریان مایلی را بهترین جایگزین دایی می داند چون مورد اعتمادترین فرد در میان همه مربیان کشور به دولت است. با این وجود مایلی کهن هیچگاه چهره ای محبوب برای مردم نبوده است. حتی در همان راه صعود به جام جهانی 98 فرانسه هم چهره ای محبوب نبود و بعد از باخت به قطر در شرایطی بدتر از آنچه دایی امروز برکنار شده ، از فوتبال محو شد. حتی وقتی که برای المپیک آتن دادکان او را برای هدایت تیم امید برگزید هم به شدت از این صمیم انتقاد شد و ناکامی آن تیم با مایلی کهن کافی بود که هجمه انتقادات از این مربی بیش از قبل شود و او تقریبا تا آستانه بازنشستگی اجباری پیش رود. ناکامی در فولاد هم همان ضربه نهایی به پرونده کاری این مربی بود. حتی حالا هم اگرچه دایی برکنار شده نظرسنجی سایت های معتبر گوناگون نشان می دهد ، مایلی کهن را بیش از 80 درصد مردم گزینه ای مناسب برای تیم ملی نمی دانند.
این اتفاق باعث شده تا سازمان ورزش و فدراسیون برای انتخاب او دو دل باشند. به همین دلیل هم هست که با قطبی مذاکره می کنند. البته هدف از این رایزنی ها ، زمینه سازی برای گزینش مایلی کهن است . یک مقام مطلع در این باره می گوید:« می خواهند بگویند ما همه تلاش مان را کردیم و در میان همه گزینه ها هیچ کس بهتر از مایلی نبود تا افکار عمومی را اینگونه آرام کنند.»
به مین دلیل هم بود که علی کفاشیان 2 روز قبل با افشین قطبی تماس گرفت. او در این تماس از قطبی خواست که هدایت تیم ملی را در این سه بازی بر عهده بگیرد. کفاشیان یکبار دیگر در این ارتباط به قطبی وعده داد که از نظر فدراسیون ، او سرمربی تیم ملی است.
در پاسخ به این ادعای کفاشیان ، قطبی که تمایلی به مصاحبه با خبرنگاران ندارد ، تنها به همکار ما گفت:«این تنها فدراسیون نیست که باید تصمیم بگیرد. من تا با چشمانم حکم سرمربیگری ام را نبینم دیگر حرف کسی را قبول نمی کنم ، حتی حرف کفاشیان را!» البته این گفته نه در قالب مصاحبه که در بخشی از مکالمه ما با او برای تبریک سال نو ، رد و بدل شد.
او که بار قبل از فدراسیون فوتبال رودست خورده بود حاضر نشد روی حرف کفاشیان حساب کند. مهدی حاج باقر مدیر برنامه های قطبی در این باره می گوید:« افشین حاضر است بیاید ، او حتی به کفاشیان قول صعود از گروه را داد. افشین مطمئن است که در همین شرایط سخت هم می تواند تیم ملی را به جام جهانی ببرد.»
با این وجود او یک شرط هم برای فدراسیون فوتبال گذاشته است. افشین درباره پیشنهاد کفاشیان به او پاسخ داد:« من حرفی ندارم اما تجربه قبلی ام می گوید تا زمانی که خبر سرمربیگری ام را رسما اعلام نکرده اید به شما اعتماد نکنم. هر وقت این خبر را رسما اعلام کردید من هم قرارداد پیشنهادی شما را امضا می کنم.»
افشین برای کمک به تیم ملی خواسته مالی هم مطرح نکرده است اما ترس از برخورد دوگانه فدراسیون و دستگاه ورزش کشور باعث شده که نتواند به کفاشیان اعتماد کند. این همان هراسی است که افکار عمومی هم مثل قطبی درباره تیم ملی دارد.

|+| نوشته شده توسط سبحان فرج ون در 88/01/12 Ùˆ ساعت 10:15 بعد از ظهر  
 نامه محرمانه احمدی نژاد به علی آبادی

شماره  : 1299/ف/87/ن

تاریخ :  8/11/87

 جناب آقای علی آبادی

 پیرو نامه .... مورخ 30/10/87 تا برگزاری انتخابات در خرداد 1388 به منظور عدم سوء استفاده جناح های رقیب با مدیریت و برنامه های ورزشی صدا و سیما تعامل و همکاری کنید، با هماهنگی لازم با رهبری بعد از انتخابات 88 با تغییر در مدیریت صدا و سیما از پخش برنامه های غیر شرعی مانند نود جلوگیری خواهد شد.

منبع:http://arb1056.blogfa.com

|+| نوشته شده توسط سبحان فرج ون در 88/01/12 Ùˆ ساعت 11:3 قبل از ظهر  
 دست های نامریی برای انتخاب سرمربی

خیلی از روزنامه‌نگاران ورزشی از این تعطیلات تنفر پیدا کرده‌اند، تعطیلات پرخبر و پر سوژه‌ای که هرچه به انتها نزدیک می‌شود از شدت اخبار مختلف در حال خفه شدن است اما هیچ روزنامه ورزشی چاپ نمی‌شود تا بخشی از واقعیت‌ها را منعکس کند. یکی از اعضای پرنفوذ هیات‌رئیسه فدراسیون فوتبال درباره این اتفاقات می‌گوید:«تازه دارم می‌فهم که رسانه‌ها چه کمکی برای ما هستند » اشاره او به دخالت‌های سازمان تربیت‌بدنی برای انتخاب سرمربی تیم‌ملی است که باز هم خاطرات انتخاب علی دایی را زنده می‌کند و البته فدراسیون فوتبال را رنج می‌دهد.

فلاش‌بک، بهمن پارسال
بهمن‌ماه 87 بود که یکی از اعضای شهرستانی هیات‌رئیسه فدراسیون فوتبال طرح خود برای برکناری علی دایی را با دیگر اعضا در میان گذاشت:«آقایان، تیم‌ملی شرایط خطرناکی دارد. از همه بیشتر علی دایی ضرر می‌کند چون او اسطوره همین فوتبال است و به‌نفعش هست که از تیم‌ملی استعفا بدهد تا هم آبروی خودش حفظ شود و هم جایگاه تیم‌ملی به خطر نیفتد. بیایید کمی درباره این موضوع با هم حرف بزنیم» انگشت اشاره اعضای هیات‌رئیسه به سمت بینی‌شان رفت به نشانه «هیس!» در این میان تنها سردار عزیز محمدی واقع‌بینانه‌تر با قضیه برخورد کرد:«بگذار بعد از بازی با عربستان که تکلیفمان تقریبا معلوم می‌شود. الان این طرح رای نمی‌آورد» در حقیقت اعضای هیات‌رئیسه بیشتر از آنکه از عاقبت کار بترسند از درهم رفتن سگرمه‌های رئیس سازمان تربیت‌بدنی می‌ترسیدند که حامی همیشگی علی دایی بود. فردای بازی کره که با تساوی به پایان رسید، همان عضو هیات‌رئیسه با لبخندی پرمعنی در جلسه حضور یافت اما دیگر چیزی نگفت چراکه می‌دانست میخش در سنگ فدراسیون‌نشینان فرو نمی‌رود اما جالب اینجاست بعد از شکست از عربستان، حتی تلفنی به او برای برکناری دایی نشد. احتمالا شما هم معنی تصمیمات هیات‌رئیسه را طبق اساسنامه می‌فهمید.

نحوست 8
برای علی دایی عدد «8» نحس است، عددی که سال 88 را نشان می‌دهد و 8فروردین همان سال حکم اخراجش از تیم‌ملی امضا شد، آنهم در جلسه‌ای شبانه در فدراسیون فوتبال با حضور علی‌آبادی که همچنان پشتیبانش بود. طعنه‌آمیز است اما لجاجت او با علی کریمی که همیشه شماره «8» می‌پوشید او را در موقعیت آچمز قرار داده بود. نحوست 8 دامان دایی را گرفت و حکم او در روز بعد از بازی اعلام عمومی شد تا مردی که با دلخوری عمومی در دوران بازیگری از تیم‌ملی کنار گذاشته شد، با همان نارضایتی عمومی از سرمربیگری تیم‌ملی کنار گذاشته شود.

قطبی انتخاب قطعی فدراسیون فوتبال
تیم‌ملی مشکل «محبوبیت» و توجه دارد و برای همین علی کفاشیان اولین انتخابش را به دوستان و مدیران ورزش اعلام می‌کند و با قدرت روی آن می‌ایستد:«افشین قطبی» رئیس فدراسیون فوتبال برای همه دلیل هم می‌آورد که او به‌خوبی با فوتبال کره‌ای‌ها آشنا است و امارات هم مطمئنا می‌تواند حریفی آسان باشد. اما فدراسیون فوتبال اصلا یکدست نیست، موضوعی که کفاشیان در انتخاب علی دایی به‌خوبی با این ماجرا آشنا شد و به‌خوبی اطرافیانش را شناخت. آن روزها هم انتخاب فدراسیون فوتبال «قطبی» بود و اعضای هیات‌رئیسه این موضوع را مصوبه کردند اما سازمان تربیت‌بدنی بر روی حرفش ماند و وقتی طرفین به نتیجه نرسیدند ناگهان با دخالت رئیس‌جمهور و هدایت سازمان تربیت‌بدنی «علی دایی» سرمربی تیم‌ملی شد. اعضای هیات رئیسه بر روی نام «قطبی» به نتیجه رسیدند اما آیا این تصمیم «کافی» است؟

سازمان وارد می‌شود
محمد علی‌آبادی در جلسه مشترک دهم فروردین پیامی روشن به کفاشیان داد:«من دیگر دخالت نمی‌کنم. هرکاری که فکر می‌کنید درست است انجام دهید» اما چه‌کسی می‌تواند باور کند که سازمان دخالت نکند؟ انتخابات ریاست‌جمهوری نزدیک است و سازمان تربیت‌بدنی به‌راحتی نمی‌تواند بی‌خیال تیم‌ملی و عدم صعود به جام‌جهانی شود. اما روش سازمان برای نفوذ جالب‌توجه است، «مهدی تاج» نقش ویژه‌ای در میان اعضای هیات‌رئیسه بازی می‌کند، حتما کسی که می‌تواند در یک‌فصل به‌طور مشترک عضو هیات‌رئیسه ذوب‌آهن و سپاهان اصفهان باشد مطمئنا توانایی هماهنگی با سازمان ورزش ایران را دارد. او در فدراسیون نقش «رابط» دارد و حالا هم تمام تلاشش را به‌خرج می‌دهد تا گزینه سازمان بر مسند سرمربیگری بنشیند.

تاج همان فردی است که به قطبی زنگ زده بود و انتخابش را به‌عنوان سرمربی تیم‌ملی تبریک گفت اما خیلی زود موضعش را تغییر داد و هماهنگ با سازمان، علی دایی را بر تخت سرمربیگری نشاند. او حالا نقش ویژه‌تری را بر عهده دارد و اینبار قصد دارد همان سرمربی مشهوری را بر مسند بنشاند که عملکردش در جام‌ملت‌های آسیا صدای همه را درآورد و در تلویزیون مورد عتاب کارشناسان قرار گرفت. اصرار او برای انتخاب این مربی تا آنجا پیش رفته است که اعضای هیات‌رئیسه را مجبور کرده تا با این مربی همکلام شوند تاجاییکه یکی از اعضای هیات‌رئیسه در گفتگوی تلفنی به یکی از اعضای دیگر گفت:«برای فرمالیته هم شده بیاییم و با این مربی جلسه بگذاریم»

از سویی تحرکاتی برای بدنامی قطبی صورت گرفته است و به اطلاع اعضای هیات‌رئیسه رسانده‌اند که افشین قطبی باز هم با BBCفارسی مصاحبه کرده و حرف‌های تندی علیه مسئولین کشوری زده است و این در حالیست که این موضوع شیطنت تلویزیون فارسی‌زبان خارج‌نشین است که با پخش تصاویر و مصاحبه‌های قبلی قصد دارد تا مسئولان ورزش کشور را در عملی انجام‌شده قرار دهد و مانع انتخاب قطبی شود. آنگونه که اعضای هیات‌رئیسه فدراسیون فوتبال به همدیگر خبر می‌دهند، سازمان تمام تلاشش را به‌خرج می‌دهد تا از این بایکوت خبری نهایت استفاده را بکنند و گزینه آشنای خود را به سرمربیگری برسانند و آنرا در روز پانزدهم فروردین‌ماه اعلام کنند اما کفاشیان بسیار زرنگ‌تر از این حرف‌هاست و حواسش به همه‌جا جمع است.

مایلی کهن و قرارداد دوساله !
علی کفاشیان برای سرمربی جایگزین تیم‌ملی شرایط ویژه‌ای دارد:«من برای این سه‌ماه سرمربی می‌خواهم. فردی که بتواند در این سه‌بازی نتیجه لازم را بگیرد تا پس از موفقیت بیاییم و صحبت‌های دیگر را بکنیم. سه‌بازی آینده بسیار مهم است و من نمی‌توانم با آینده فوتبال بازی کنم» باید حق را به رئیس فدراسیون فوتبال داد چرا که نمی‌تواند به این راحتی‌ها ریسک کند و در صورت صعود به جام‌جهانی، فوتبال ایران را در موقعیت تنگنا قرار دهد و تیم‌ملی را به جنگ تیم‌های تا دندان مسلح بفرستد. موضوعی که محمد مایلی‌کهن با آن مخالفت کرده است:«من بدون چشمداشت مالی می‌توانم این سمت را قبول کنم اما قرارداد دوساله می‌بندم» و این یعنی در صورت صعود به جام‌جهانی، سرمربی تیم‌ملی باقی بماند. اما برای انتخاب سرمربی فعلا جنگی تمام عیار در جریان است، جنگی میان جناح‌ها و تفکرات مختلف که از قطبی تا مایلی‌کهن و فلعه‌نویی را در بر می‌گیرد و هر کدام ساز خودشان را می‌زنند و سعی دارند تا گزینه‌هایشان را به سرمربیگیری تیم‌ملی برسانند.

نکته قابل توجه مربوط به موضع رئیس فدراسیون فوتبال است که خودش را از همه این دعواهای پشت‌صحنه دور نگاه داشته است و جز به تلفن‌های آشنا به هیچ تماس ناشناسی پاسخ نمی‌دهد. فدراسیون به‌دنبال «قطبی» است و سازمان بازهم بر گزینه‌ای اصرار دارد که قبل از انتخاب علی دایی بر آن اصرار داشت، گزینه‌ای که دوستی نزدیکی با پسر محمد علی‌آبادی، رئیس سازمان تربیت‌بدنی دارد. آیا فدراسیون باز هم تسلیم خواهد شد و دخالت سازمان جواب خواهد داد؟

علی عالی سایت گل

|+| نوشته شده توسط سبحان فرج ون در 88/01/11 Ùˆ ساعت 4:7 بعد از ظهر  
 قطبی؟مایلی کهن؟ قلعه نوعی؟

افشین قطبی، امیر قلعه نوعی ، محمد مایلی کهن. بعد از اعلام 3 کاندید جانشینی علی دایی ، ذهن طرفداران فوتبال در ایران  مشغول شد.کدام یک از این 3 مربی شایسته  نشستن بر نیمکت تیم ملی ایران است؟ مایلی کهن که هنوز خاطرات خوش جام  ملتهای 94 را برایمان زنده می کند ، امیر قلعه نوعی که امسال با استقلال صدرنشین لیگ برتر است و یا افشین قطبی   با آن محبوبیت فراگیرش؟ براستی کدامیک شایسته عنوان سرمربی گری تیم ملی ایران هستند؟

محمد مایلی کهن 
مربی اصولگرای ایرانی ، با اعتقادات شخصی  غیر قابل تغییرش هنوز هم کاندیدای سرمربی گری تیم ملی ایران است.بعد از جام ملتهای 94 و ظهور نسلی که مدیون  شجاعت مایلی کهن است ، بجز سقوط از او چیز دیگری به خاطرمان نمی آید. شکست با تیم ملی امید ، شکست با تیم سایپا  و شکست با فولاد خوزستان.در کنار این کارنامه پر شکست باید جایی برای  تجربه جدید حاجی با سایپا و چند برد ابتدایی این تیم باز کرد. پیروزیهای متوالی سایپا این تیم را از قعر جدول خارج کرد تا اشکهای مایلی برابر دوربین ها جاری شود .ولی  پیش بینی کارشناسان  که موفقیت سایپا با مایلی کهن را متاثر از شوک حضور مربی اصولگرا و تغییرات سیستمی این تیم می دانستند ، به واقعیت پیوست.افت سایپا شروع شد ، باختها و مساویها یکی یکی رسیدند تا باخت در برابر شموشک در جام حذفی که پایان آرزوهای باشگاه سایپا برای پایانی خوش برای این فصل اسفناک بود.

در مورد مسائل تاکتیکی تیمهای مایلی کهن نمی توان حرف زیادی زد.شباهت عجیبی بین فرم فوتبال تیم ملی ایران در جام ملتهای 94 و تیم سایپا در این فصل مشاهده می شود که بیان کننده تفکرات مایلی کهن و دستیار همیشگی اش فریاد شیران است.

2-5-3 سیستم مورد علاقه مایلی کهن است.سیستمی که به اعتقاد او مناسبترین سیستم برای تیمهای ایرانی است.زیرا  مدافعین ایرانی بلد نیستند در دفاع 4 نفره خطی وظائف خود را اجرا کنند.در مرود فلسفه هجومی و دفاعی مایلی کهن ، تنها باید شانه ها را بالا انداخت.شاید هم این فلسفه ، استراتژی و تاکتیک بصورت بسیار پیچیده ای وجود داشته باشد که توسط  کارشناسان قابل رویت نیست.

بهرحال با توجه به شرایط حال حاضر تیم ملی ایران ، مایلی کهن شاید بتواند تاثیری مشابهه با آنچه در تیم ساپا از خود به جای گذاشت ، بگذارد ولی گزینه مناسبی برای تیم ملی بعد از مرحله مقدماتی نیست.چه ایران  از این مرحله صعود کند و چه صعود نکند.مایلی کهن در خوشبینانه ترین حالت می تواند مهمان چند ماهه نیمکت تیم ملی ایران باشد.

امیر قلعه نوعی
مربی سابق تیم ملی ، کاندیدای مناسبی برای این پست به نظر می رسد. هرچند که اگر فرصت مناسب انتخاب سرمربی خارجی بود ، قلعه نوعی جز کاندیداها قرار نمی گرفت ولی در این شرایط شاید ، بتوان روی قلعه نوعی حساب باز کرد.روحیه برتری جویانه  قلعه نوعی می تواند شوک مناسبی برای موفقیت تیم ملی در برابر 2 کره باشد.آشنایی او با بازیکنان ایرانی ،  شرایط  بازیهای بین المللی  و جو تیم ملی پوئن مصبت دیگری است که به یرمربی فعلی تیم استقلال تعلق می گیرد. مخصوصا زمانیکه به نتایج این تیم بعد از فصل فاجعه بار گذشته نگاه می کنیم و پیروزیهای پر گل استقلال را مرور می کنیم ، احساس می کنیم شاید او لیاقت این را داشته باشد که دوباره سکان هدایت تیم ملی را در اختیار بگیرد.

امیر قلعه نوعی همیشه با 2-5-3 معروفش شناخته  و حتی تحت فشار قرار می گیرد،بعنوان مربی ای که تفکرات سنتی دارد. ولی طرفدارانش نمایش فصل اخیر استقلال را جوابی مناسب برای مخالفان او می دانند.در اینکه سیستم  2-5-3 استقلال ، محدودیتهای فراوانی برای این تیم ایجاد می کند شکی نیست.کافیست به چند بازی اخر این تیم نگاه دوباره ای بیندازید تا متوجه شوید که چرا این سیستم در فوتبال روز دنیا منسوخ شده است. تکیه بیش از حد بر یکی ، دو بازیکن مانند خسرو حیدری و جان واریو باعث شده که تیمهای مقابل استقلال در لیگ ایران کم کم راههای مقابله با  برنامه های تهاجمی این تیم را بیابند.

نمایش استقلال در جام باشگاه های آسیا تا به امروز رضایت بخش نبوده است.و الاتحاد و الجزیره نشان دادند که استقلالی که بر اساس تفکرات تاکتیکی امیر قلعه نوعی بنا نهاده شده ، نمیتواند مدعی جیامهای بین اللملی بالشد.انگار این تفکرات تنها در داخل مرزهای فوتبالی ایران ، موفق است.

باید گفت که قلعه نوعی دارای پوئن های مثبت و منفی زیادی است که هر ذهنی را را بخود مشغول میکند.باید به تجربه او با تیم ملی اعتماد کنیم ، یا از تفکرات تاکتیکی سنتی اش بترسیم. با روحیه برتری طلب اش به صعود امیدوار باشیم یا دوباره منتظر تعداد زیادی مربی  بدون شرح وظیفه و مسئولیت بر روی نیمکت تیم ملی باشیم ؟

افشین قطبی
دست تقدیر بازهم اورا به یک قدمی نیمکت تیم ملی رساند. افشین قطبی با آن اخلاق و رفتار  منحصر به فرد  و خواستنی اش در جامعه فوتبال  ؛ با آن شور و هیجانش  در کنار زمین و با آن معیارهای فوتبال مدرنش بر روی تخته ، آیا برای سرمربیگری تیم ملی ایران شایسته است؟

از جدای او از پرسپولیس ، زمان زیادی نگذسته.قطبی که بعد از قهرمانی و جدایی از تیم ، خیلی زود به پرسپولیس برگشته بود ، خیلی زود هم   در برابر مشکلات همیشگی تیمهای بزرگ  این فوتبال ، تسلیم شد. حاشیه ها قطبی را از ایران فراری داد ولی در کنار تمام مشکلات این تیم ، نمیتوانیم از ضعفهای قطبی در دومین حضورش در این تیم ساده عبور کنیم.مربی ای که در بخش زیادی از دوران حضورش در فوتبال دنیا ، بعنوان آنالیزور شناخته می شد.در پرسپولیس به این اسلحه مخفی و پر قدرت توجه ای نمی کرد.
 
او نتوانست پرسپولیس را در فصل دوم حضورش به تیمی بین اللملی تبدیل کند.اشتباهات تاکتیکی اش مخصوصا زمانیکه می دید رقیبان از این اشتباهات بهره مناسبی می برند ، تا روز آخر پا برجا ماند.بطور مثال ، مشکل پرسپولیس در فاز انتقال که موجب شده بود این تیم بعد از دست دادن توپ ، بر روی ضد حملات حریف بسیار ضربه پذیر شود، تا روز آخر حضور قطبی پا برجای بود.

افشین قطبی توان تاثیر گزاری بر تیم ملی را در شرایط کنونی دارد.او میتواند تیم را از لحاظ روحی بالانس کند.می تواند با تغییرات تاکتیک ، تبم را در برابر رقیبان در موضع برتری قرار دهد  و آشنایی کاملی با فوتبال ایران دارد. فوتبالی که پرسپولیس قطبی اجرا می کرد ، صاحب معیارهای بود که آنرا به فوتبال روز دنیا نزدیک میکرد.فوتبال فشرده ،  فرم های مختلف بازیسازی از انتهای زمین ، فوتبال ترکیبی در یک سوم دفاعی حریف و استفاده از برنامه های مختلف برای رسیدن به گل. ولی در کنار تمام این نقاط مثبت نمیتوان از اشتباهات  شخص قطبی در ماههای اخر حضورش در پرسپولیس گذشت.حضور  دو کارمو و مارکو که با نظر و اصرار قطبی به پرسپولیس پیوستند ، نقطه تاریکی در کارنامه این مربی بحساب می آید. ولی بهرحای وسوسه حضور مربی بین اللملی و با پرستیژی مانند قطبی بر روی نیمکت تیم ملی ، رهایمان نمی کند.

  هر 3 کاندیدا صاحب نقاط مثبت و منفی هستند.داستان مایلی کهن که اتفاقا پر شانس ترین فرد از این جمع است ، از سه نفر دیگر جداست.مربی ای که بهیچ عنوان برای این پست مناسب به نظر نمیرسد. تیم ملی در این برهه زمانی به شوک روانی مثبت احتیاج دارد و هر 3 مربی توان این کار را دارند ولی افشین قطبی از 2 رقیب دیگر  خود ، مقبولیت بالاتری در جامعه دارد و این می تواند کلید انتخاب سرمربی جدید تیم ملی ایران باشد.مطمئنا انتخاب قطبی کمترین مقاومت را بین روزنامه نگاران و طرفداران فوتبال ایجاد میکند.

نکته ای جالب در مورد انتخاب سرمربی تیم ملی که شاید دانستنش لازم باشد اینکه معمولا برای انتخاب  هر میئولی ، با توجه به شرایط معیارهای مدنظر قرا می گیرد که کاندیداها باید دارای آن معیارها باشند.بهمین دلیل کاندیداهای یک پست معمولا در کلیات شباهتهای انکار ناشدنی با یکدیگر دارند و این تفاوت در جزئیات تفکر آنهاست که موجب تمییز آنها از یکدیگر می شود ولی بعد از اعلام کاندیداهای سرمربی گری تیم ملی ایران ، آنچه کاملا مشهود است  مدنظر نبودن معیار از طرف مسئولین تصمیم گیرنده است وگرنه مگر می شود کاندیداهای یک پشت ، 180 درجه با یکدیگر تفائت داشته باشند.یک بار دیگر به تفاوتهای قطبی و قلعه نوعی فکر کنید.
سعید الهویی - سایت گل
|+| نوشته شده توسط سبحان فرج ون در 88/01/11 Ùˆ ساعت 4:4 بعد از ظهر  
 رويترز: بركناري دايي قابل پيش بيني بود
به گزارش خبرگزاري فارس، خبرگزاري رويترز در تحليلي در اين مورد نوشت: علي دايي به خاطر كسب نتايج ضعيف از كار خود بركنار شد و پس از شكست تيمش برابر بيش از صد هزار چشم متعصب و اميدوار پيش بيني مي شد كه فدراسيون فوتبال ايران چنين كاري كند.
رويترز در ادامه خبر خود آورده است: علي دايي در نشست خبري خطاب به خبرنگاران گفت، آنها در جايگاهي نيستند كه در مورد ماندن يا رفتنش نظر دهند، حال آن كه در تمام دنيا اين خبرنگاران هستند كه تفكر مردم را به مربيان منتقل مي‌كنند و بدون اظهارنظر شخصي سعي در افشاي حقايق دارند.
رويترز در ادامه نوشت: مهاجم سابق بايرن مونيخ آلمان و گلزن بزرگ تاريخ فوتبال ايران در حالي از سمت خود بركنار شد كه در بازي خواني تيم حريف دچار اشتباه شد و بازي يك بر صفر برده را با شكست دو بر يك عوض كرد.

|+| نوشته شده توسط سبحان فرج ون در 88/01/11 Ùˆ ساعت 3:44 بعد از ظهر  
 انصاریفرد: طرح عضو گیری هواداران به زودی اعلام می‌شود
کانون هواداران پرسپولیس : عباس انصاری‌فرد مدیرعامل باشگاه روز یکشنبه دوم فروردین‌ماه 1388 از ساعت 14 در شبکه خبر حضور یافته و پاسخ‌گوی سؤالات مطرح شده بود. در زیر نگاهی داریم به مطالب عنوان شده مدیرعامل در این برنامه؛
سال نو بر همه مردم ایران و به‌خصوص هوادارن دلسور پرسپولیس مبارک باد.
سال گذشته بیش از اینکه بحران داشته باشیم برای باشگاه بحران ایجاد شد. همچنین استعفای آقایان قطبی و مصطفوی و حاشیه سازی‌های انجام شده موجب مقداری تزلزل در تیم شد. که خوشبختانه اکنون بدون بحران و با آرامش ادامه می‌دهیم.

در تیم‌های بزرگ کوچکترین مشکلات به بزرگترین حاشیه‌ها تبدیل می‌شود زیرا کانون توجه مردم هستند. ما سعی کردیم در این چند وقته آرامش را به تیم برگردانیم.

سازمان تربیت‌بدنی و شخص مهندس علی‌آبادی به طرز بی‌سابقه‌ای در سال گذشته از باشگاه پرسپولیس حمایت کردند. به‌طوری که در حال حاضر مشکل مالی نداریم. حتی پیش از آغاز تعطیلات بازهم مبلغ خوبی از سوی سازمان تربیت‌بدنی به باشگاه تزریق شد که جای تشکر دارد.

بحث فهرست مازاد اعلام شده در جراید کذب محض است. هیچ سرمربی و مدیرعاملی  پیش از اتمام فصل فهرست مازاد تهیه نمی‌کند. ما بازیکنان خوبی را برای فصل بعد کاندید کرده‌ایم ولی هیچ یک از بازیکنان فعلی‌مان در فهرست مازاد نیستند.

هدف باشگاه در حال حاضر حضور پرقدرت در هر سه جام هست. هرچند روی کاغذ کماکان در لیگ برتر برای قهرمانی شانس داریم ولی هدفمان کسب سهمیه آسیایی است. در حذفی  و آسیا نیز به‌دنبال قهرمانی هستیم. در گروه خود در آسیا باید اول شویم تا در مراحل بالاتر با تقویت تیم قهرمانی را کسب کنیم.

برنامه ریزی طرح عضو‌گیری هوادارن  به اتمام رسیده و به زودی عضو‌گیری ‌آغاز می شود.

هدفمان از ایجاد کانون هواداران و عضو گیری ایجاد ارتباط دو سویه است. در میان هواداران پرسپولیس متخصصین فنی، اقتصادی و ... فراوانی است که می‌توانند باشگاه را در نیل به اهداف مورد نظر کمک کنند.

قرارداد وینگادا 1.5 ساله است. ولی طبق بندی دو طرف در پایان این فصل در مورد ادامه کار توافق می‌کنند.
برنامه‌های زیادی فراتر از شعار برای خود کفائی اقتصادی داریم.

 خصوصی سازی و واگذاری باشگاه به شخص در حیطه اختیارات سازمان تربیت‌بدنی و دولت محترم است.

بدهی‌ باشگاه پرسپولیس 2.5 تا 3 میلیارد تومان است. رقم‌های دیگر بیشتر سوء تفاهم است. به طوریکه بخشی از تعهدات باشگاه به‌صورت بدهی اعلام شده است. به طور مثال با شرکتی قراردادی داریم که باید چند بازی خارج از کشور انجام دهیم. اگر به تعهد خود عمل کنیم 50000 دلار به باشگاه تعلق می‌گیرد و در صورتی‌که عمل نکنیم یک میلیون دلار جریمه می‌شویم. حال در بررسی‌ها رقم 1 میلیون دلار به عنوان بدهی باشگاه منظور شده در صورتی‌که ما به دنبال تحقق 50000 دلار و کسب درآمد هستیم.

مهدی رجب‌زاده با باشگاه پرسپولیس قرارداد رسمی امضاء کرد. ولی متاسفانه تیم اماراتی ایشان نسبت به صدور ITC این بازیکن اقدام نکرده و AFC نیز کارت بازی صادر نکرد. لذا ما این بازیکن را در دوبازی ابتدایی لیگ قهرمانان آسیا از دست دادیم. و با توجه به اینکه در لیگ برتر نیز نمی‌توانستیم از ایشان استفاده کنیم ایشان به باشگاه مس پیوستند.

در بازی با الشباب ما باید پیروز میدان می‌شدیم.

به هوادارن قول می‌دهم تیمی بسیار قدرتمند را برای مراحل بالاتر آسیا و لیگ سال آینده خواهیم بست.

تا این زمان از کار آقای وینگادا رضایت داریم ولی تصمیم نهائی ادامه قرارداد به آخر فصل موکول می‌شود.

افشین پیروانی از سرمایه‌های باشگاه است که نباید به راحتی او را کنار گذاشت و یا برای مدت کمی از او استفاده کرد. افشین با افزایش تجربیاتش از مربی‌های خوب خواهد شد.

از هوادارن که تا این لحظه باشگاه خود را حمایت کرده‌اند سپاسگزارم. امیدوارم در ادامه راه و مخصوصاً در لیگ قهرمانان آسیا دست از حمایت‌های خود برنداشته و ماهم قول می‌دهیم برای آنها با تمام توان کار کنیم.
|+| نوشته شده توسط سبحان فرج ون در 88/01/06 Ùˆ ساعت 5:34 بعد از ظهر  
 سال نو شمسی بر تمام ایرانیان مبارک

 

سال نو شمسی بر تمام ایرانیان مبارک

|+| نوشته شده توسط سبحان فرج ون در 87/12/30 Ùˆ ساعت 2:54 قبل از ظهر  
 هدايتي: پرسپوليس مستحق پيروزي بود
خبرگزاري فارس: رئيس هيات مديره باشگاه پرسپوليس گفت: با توجه به فرصت‌هاي زياد گلزني، پرسپوليس مستحق پيروزي برابر الشباب عربستان بود.


حسين هدايتي در گفت ‌و گو با خبرگزاري فارس عنوان كرد: خوشبختانه همان پرسپوليسي‌ را كه تصور مي‌كرديم در آسيا ديديم. اين تيم پتانسيل بالايي دارد و مي‌تواند حرف هاي زيادي براي گفتن داشته باشد.
وي اضافه كرد: دربازي شب گذشته و با توجه به فرصت‌هاي بدست آمده پرسپوليس بدون شك مستحق پيروزي بود.
هدايتي ادامه داد: از بازيكنان و كادر فني تشكر مي‌كنم و اميدوارم آنها در بازي‌هاي آينده همينطور پرقدرت ظاهر شوند.
پرسپوليس شب گذشته برابر ميزبان خود، الشباب عربستان به تساوي صفر بر صفر دست يافت.

|+| نوشته شده توسط سبحان فرج ون در 87/12/28 Ùˆ ساعت 8:42 بعد از ظهر